معنی فارس

(66)

 1 - ترکان آذربایجان به فارس ها« تات » می گویند تات به زبان ترکی معانی مختلفی دارد که تمام آنها یک مفهوم را می رساند ضرب المثل « تات آتا مینسه، تاروسین تانیماز » یعنی « اگر تات، بر اسب نشیند خدا را بندگی نکند » بیانگر این معنی تات است که اینها اصولا راه رفتن شان بچه گانه و باصطلاح « تاتی تاتی » است و راه رفتن هم استعاره از زبان و گویش بچه گانه آنها دارد یعنی مانند بچه ها، خزانه لغاتشان انگشت شمار است، چنانچه امروزه نیز کنایتاً گفته می شود که فلانی آمد حرف بزند ولی دوید، در اینجا نیز راه رفتن آنها کنایه از زبان قاصرشان است.

    - معنی دیگر تات به ترتیب زیر درست شده است:

تات <<= تاتغ<<= توتغ <<= توتیغ= <<اسیر،گرو،رهن

واین نیز خود گویای محجور و محصور ماندن تاتها در آذربایجان می باشد.

 2 – ترکان شیراز به فارس ها « پارس » می گویند که خود گویای معانی زیادی از دید این مردم دوستدار ادب و هنر می باشد می دانید ویژگی بارز سگ ها عبارت است از پارس کردن. از آنجا که پارس ها زبانی برای بیان احساسات و نیاز های خود نداشته اند تقلای آنها از دید ترکان شیراز، به چیزی غیر از پارس سگان، شباهت نداشته است توجه کنید که حروف « پ . خ . ف . و » که اصواتی است که از پارس سگ قابل تشخیص است در همان معدود کلمات پارس ها، به وفور وجود دارد.

 3 – ترکان خراسان به فارس ها « بربر » می گویند واژه بربردر اصل چنین ساخته شده است:

بربر<<= بری بر<<= بری بل<<= بری بال<<= کنایه از جماع ده شیرین

 4 – ترکان ماوراءالنهر به فارس ها « تاجیک » می گویند که این واژه نیز به ترتیب زیر  درست شده است:

تاجیک<<= تاژیک<<= تازیک<<= تزیک<<= تزک<<= فضولات دام ها که خشک می کنند تا بسوزانند

مروری بر پیشینه زبان و ادبیات ترکی

(65)

کتاب « دکتر صدیق و هویت آذربایجان » اثر مهندس امید نیایش، به شرح زندگی و آثار علمی و فعالیتهای یکی از برجسته ترین اساتید دانشگاههای ایران و محقق خستگی ناپذیر در زمینه زبانشناسی زبانهای خاور میانه و زبانهای تطبیقی، پروفسور صدیق می باشد.

فصل اول این کتاب در 5  صفحه بطور خلاصه بر پیشینه زبان و ادبیات ترکی می پردازد که بسیار آموزنده است. ما نیز برای آشنایی بیشتر دوستان از این پیشینه فصل اول این کتاب را جدا کرده و در آدرس زیر قرار داده ایم، کسانی که کتاب کامل را خواسته باشند به سایت www.duzgun.ir مراجعه کنند.

مروری بر پیشینه زبان و ادبیات ترکی

http://www.4shared.com/file/59435418/77a41099/______.html

روش تولید واژه در فارسی

(64)

بر هیچ محقق و زبان شناس خود نفروخته ای، پوشیده نیست از زمان پهلوی یعنی زمانی که رسانه های دسته جمعی، تازه در ایران راه افتاده بودند و بدون شناخت عوام از تبلیغات، این رسانه ها با تزریق دروغ، غوغا می کردند اطلاق زبان به لهجه پارسی با زیر پا گذاشتن تمام حقایق و با سرعت سرسام آوری شروع شد و تمام خدمات و تاریخ و آثار ترکها از جانب دولت و مزدوران، به عمد نادیده گرفته شده و مدفون گردید.

واقعیت این است که لهجه فارسی در زمان سلجوقیان به مردم ایران عرضه شد و از زبان غنی ترکی پدید آمد.

جمله ای است معروف که می گوید: دروغ، هرچه بزرگتر، باور کردنش آسانتر.

این امر در مورد زبان فارسی به غایت امکان پیاده شد، این حقیقت وجود دارد که فارسی:

اولا دارای دستور زبان نیست

ثانیا اکثریت قریب به اتفاق لغات خزانه آن عاریتی می باشند

ثالثا دارای روشی برای تولید لغت نمی باشد

ایراد اول را تمام محصلان مدارس ایران به عینه لمس می کنند

ایراد دوم که مرتبا در این وبلاگ مورد تاکید قرار گرفته و موارد بی پایان را اشاره کرده ایم

اما در مورد ایراد سوم کمتر سخن گفته ایم که اکنون به مثالهایی ساده از شیوه ساخت لغات اصیل فارسی! اشاره می کنیم:

1 -  دوقلو=< کلمه ای است ترکی که اصل آن « دوغولو » یعنی هم شکم، می باشد که هزاران سال است ترکان به کار می برند و هرگز معنی عدد 2 در آن مستتر نمی باشد و به هر تعداد از نوزادانی که همزمان از یک شکم به دنیا بیایند دوغولو اطلاق می شود. جالب است که جامعه فوق روشنفکر فارس یعنی پزشکان فارس، امروزه برای نوزادان دوغولو در صورت 2 تا بودن با اندیس های قل1 و قل2 نامگذاری می کنند و اگر دوغولوها بیشتر باشند نیز این پزشکان آنها را با قل1 و قل2 و قل3 و ... نامگذاری می کنند و در نتیجه آنها را در کمال حماقت، چند قلو! می نامند و هیچ دکتری؟! از خود نمی پرسد که آقا، این قل به چه معنی است؟

شبیه سازی کلمات دیگران در فارسی، به ادخال و تصاحب کلمات ترکی ختم نمی شود، دولوکس و دوبله واژگان لاتینی هستند که وارد فارسی شده و هرگز اعداد 2 در آنها نهفته نیست اما شگفتا که دیگر سه لوکس و سوبله و چوبله و ... از دهان مسؤولین نیز شنیده می شود.

 2 – اوزون بورون =< ماهی خاویاری، اوزون بورون یعنی دارای بینی دراز، که ماهی خاویار چنین است و جالب اینکه فارسهای مازندران و گیلان این کلمه را نیز فارسی کرده و آنرا « آزاد بارون » می خوانند که هیچ معنایی ندارد.

 3 – گل، در ورزشهای توپی=< باز فارس ها دچار توهم شده و این Goal که در زبان انگلیسی به معنی هدف یا همان مقصد ایده آل توپ است را با گل و شکوفه اشتباه گرفته اند و گل نیز کلمه ای ترکی به معنی خنده و شکوفه شدن است. بهتر است کنار تلویزیون بنشینید و گزارش گزارشگران فوتبال را نگاه کنید و ببینید که از اول تا آخر بازی این Goal وزرشی را با گل و شکوفه طبیعت چقدراشتباه گرفته اند. حتی در یکی از برنامه های زنده که آخر هر شب از تلویزیون پخش می شد بازیگر؟ مجری؟ یا کارشناس؟ آقای داریوش ارجمند با چنان شور و هیجانی مصادف و هم آوا شدن Goal انگلیسی با گل به زعم خود فارسی را توصیف می کرد کانـّه می گفتی الآنه از صفحه تلویزیون بیرون می پرد.

4 – چارشنبه سوری=< دوست عزیزم ندا کامران کشتیبان دروبلاگ خود به آدرس

http://www.iranturkmenleri.ir/sahra/Azad/Azad2/NOWRUZ.TURK.htm

در مورد فارسی شدن این اصطلاح مفصل نوشته است ضمن اینکه به نظر من تلفظ درست تر آن « چشمه سویی » یا « چاشما سویی » برای روز آتش می باشد که حتی امروزه هم آذربایجانی ها، در بامداد آن روز به سر چشمه می روند و نیت و آرزو می کنند و از روی آب می پرند که لفظ « چاشما »، هم معنی چشمه دارد و هم معنای جهیدن.

خوب...

ملاحظه می کنید که وقتی یک ابزار گویشی و ارتباطی، کلماتش به شرح فوقٍ، فراهم می آید و دونوع ت (ت.ط)  و دو نوع ا (ا.ع) و چهار نوع ز (ز.ذ.ظ.ض) و سه نوع س (س.ث.ص) و سه نوع ق (ق.غ.گ) و دو نوع ه (ه.ح) دارد که همه را یک جور تلفظ می کند و کلماتی مانند (خواهر = خاهر . خاست و خواست . خیش و خویش . می گذارد و می گزارد و ...) دارد چگونه می تواند دارای معنی لغت، گرامر و روش ساخت واژه باشد؟ و نهایتا چه کسی می تواند بر آن، نام زبان بگذارد؟

یک پارس که کلمه « جادِ» همان مفهوم راه را بصورت jaddeh می نویسد که موقع خواندن صدای « ه » ندارد ولی این « ه » در بیشتر مکانهای رسمی نه تنها به دلیل نوشته شدن، ادا می شود بلکه بیشتر هم تاکید می شود گو اینکه ترکیب « جاد jad » و « ده deh » (یعنی روستا) باشد.

چه بد بختی! بد بختی از این بالاتر؟

هاله ای از تعفن تاتی

خوب که   گوش    می سپاریم 

                          

صدای پارس    پارس   پارس .... سگهای ولگرد بی

 

اصل و  نسب و نشان که هیچ چیز غیر از این پارس

 ها بلد نیستند   بازهم بسیار  به گوش می  رسد

 

که حول یک استخوان موهوم فسیل شده شایدهم

گندیده ای   شاید با نام  خوروس کپیر جمع شده و

واق واق و هاپ هاپ و به زبان گنگ و اعجمی

 

خودشان پارس می کنند  و تاتی تاتی راه می روند

 و خود را بزرگ! می بینند

آخر این تاتها هنوز راه رفتن یاد نگرفته ببین چگونه

هی پارس پارس پارس ...  می کنند؟

یادم رفت بگویم یکی از این سگها می آید روی وبلاگ

 و با اسم های مختلف پارس می کند فکر می کند

 کسی نمی فهمد

آخر ما ترک ها مثلی داریم که شتر میرود توی پنبه و

 فکر می کند کسی او را نمی بیند.

بیچاره تات برای اینکه یک فحشی به ما پارس

 کند صدتا هم نسبت حرام زاده و ج ن ده و ک و ن د

 ه هم نثار خودش می کند این است آنچه ما با

هزار مشقت و سند و نشانه می خواستیم ثابت

کنیم که این تاتهای عجم چنان اند

می بینیم که در نهایت حماقت و بلاهت با دست خود

 خود را ثابت می کنند یعنی کافی است کمی این

 عجمان را فشار دهیم تمام بوی تعفنشان در می

 آید.

استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق

(63)

امروز 24-5-87 همایش بزرگداشت استاد 63 ساله میهن، دکتر حسین محمدزاده صدیق (دوزگون) در سالن شهید آوینی فرهنگسرای بهمن تهران برگزار شد که این مراسم، برای گرامیداشت استاد و رونمایی از 7 کتاب جدید چاپ ایشان طرح ریزی شده بود.

شگفتی را ببین که تصادفا پست (63) ما اختصاص می یابد به روز بزرگداشت استاد صدیق که برابر با 63 سالگی این فرهیخته وطن می باشد.

این همایش به همت شهرداری منطقه 16 و از ساعت 18 تا 21 برنامه ریزی شده بود ولی بدلیل تنوع و فراوانی برنامه و استقبال باشکوه هموطنان، برخی از برنامه ها نیمه کاره قطع می شد، اجرای موسیقی عاشیقلار و شعر و خاطره از استاد و رزومه ایشان و بیانات رو در روی ایشان با هم وطنان که با استقبال پر شور و هیجان و وصف ناپذیر و با ایستاده دست زدنهای دوستداران فرهنگ این مرز و بوم همراه بود از جمله برنامه های فشرده این روز باشکوه بود.

استاد صیق، استاد دانشگاههای تهران و ایران، در ضمن از کتابهایی نیز که در دست تالیف و ارائه به وزارت ارشاد دارد یاد کرد مانند فرهنگ ترکی به فارسی، گنجواژه نوایی یا سنگلاخ، دایرة المعارف ترکی، مکتب حیدربابایه سلام، بال بیلن، و...

رشته استاد زبانشناشی و زبانهای تلفیقی(زبانها در قیاس باهم) می باشد و بیش از 100 کتاب با ارزش و 500 مقاله به جامعه دانشگاهی و فرهنگ و تمدن کشورمان هدیه کرده است.

یکی از شاگردان و همکاران استاد صدیق در این مراسم گفت: با توجه به کتابهایی که از استاد در کتابخانه ام دارم استاد از سال 1342 به بعد، روزانه اقلا 44 صفحه کتاب می نوشته است.

استاد صدیق مطلب جالبی را در بیانات پرشور و حال خود اینگونه بیان کرد: ما با جستجویی که از کتابخانه ها به خصوص دانشگاه تهران به عمل آوردیم به کتابی از قرن دهم هجری با عنوان « بالی بیلن دیلی » برخوردیم که نویسنده آن محیی اورشلیمی است وآن کتابی است به زبان ترکی که همان چیزی است که مشابه امروزی آن زبان اسپرانتو می باشد و نویسنده اشاره می کند که زبانی را طراحی کرده است که برای تمامی ممالک اسلامی که زبانشان عموما ترکی و عربی و فارسی است این زبان مشترک را اختراع کرده است و این کار را 400 سال قبل از کشف اسپرانتو، آنچنان با دقت و ظرافت و نبوغ انجام داده که گویا زبان اسپرانتو را از روی آن کپی برداری کرده اند. این کتاب نیز در دست چاپ است.

یکی از با ارزشترین کتابهایی که استاد صدیق به چاپ رسانده کتاب « دیوان لغات الترک » نوشته محمود بن الحسین الکاشغری به عربی در قرن پنجم هجری در سن 82 سالگی و 15 سال قبل از وفاتش می باشد وی زبان ترکی و عربی را رو در رو نهاده و برتری آن دو را نسبت به دیگر زبانها و گویشهای جهان تاکید ورزیده و ترکی و عربی را دو اسب شرط بندی نامیده است. کاشغری این دانشنامه را در 8 کتاب و چهار بخش و بر اساس هنجارهای زبان عربی سازه بندی کرده است و حاوی 7500 تکواژ، 290 ضرب المثل و 220 قطعه شعر است. استاد صدیق این کتاب را به فارسی برگردانده است.

در صفحات 4 و 5 این کتاب، مترجم تحت تیتر « 3-5 اهمیت زبان فارسی » عینا چنین آورده است:

زبان مکتوب فارسی در گستره ی تاریخ، در ایران و سویهای آن، گرچه بر مبنای گویشهای تاتی، افغانی و پهلوانی پی ریزی شد، اما به مثابه ی فرزند ادبی زبان ترکی (اوغوزی) پدیدار گشت و اوغوزان سلجوقی، آن را از دربار خود به در آوردند و رشد و توسعه دادند.

در روزگار ما نیز به همین منوال، زبان فارسی روبه ترقی دارد و می توان ادعا کرد که غیر از معدودی روستاها و قصبات تاتی و افغانی، همه ساکنان شهرهای بزرگ که به فارسی سخن می گویند، در اصل ترکان اوغوز هستند که فارسی را به عنوان یک لهجه گونه ای از ترکی، خوش داشته اند و ترقی داده اند. در جای جای دیوان اهمیت زبان فارسی و تعامل آن با ترکی از این لحاظ بازپردازی شده است. مواردی نظیر ادخال لغات ترکی به فارسی نشانگر تعامل دیرین این دو زبان باهم است. برخی از این لغات چنین اند:اردک، ارمغان، آغل، اُتو، آلا، اردو، ایل، یقه، ییلاق، قشلاق، بیرام، آش، دز، یال، سرکه و جز آن.(نائبی ، محمد صادق، واژگان ترکی در فارسی، تهران، 1380)

 سایت پروفسور صدیق به آدرس   www.duzgun.ir   می باشد و انتشارات اندیشه نو (فرزانه سابق) در تهران، میدان انقلاب، ابتدای کارگر شمالی، پاساژ فیروز مرکز کتابهای ترکی آذربایجانی می باشد و شماره 66427371 تلفن انتشارات فرزانه است.

منشور حقوق بشر کوروش کپیر !

(۶۲)

هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان آریائی! نیز به تازگی دور از چشم یهودیان ترجمه گل نوشته کوروش را به زبان آدمیزاد چاپ کرده است با اینکه این گل بارها در سایتهای مختلف سالیان درازی است که چاپ می شود ولی شوونیست ها نویسندگان را متهم به نژادپرستی می کردند حال مجله آلمانی آلمانی آلمانی آلمانی

این ترجمه را چاپ کرده است هرچه سریعتر آدرس زیر را کلیک کنید و بخوانید:

http://aghaejaze.wordpress.com/2008/07/26/%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%db%8c%d8%a7%d9%88%d9%87-%db%8c%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%9f%d8%9f/

و بالاخره معنی آن کلمات

(۶۱)

اما معانی کلمات پست (58)

ما از بین معانی مختلف این کلمات، ساده ترین را انتخاب کرده ایم:

جماران= چماران = چم آران = چم یعنی مه و آران یعنی کوچگاه معتدل، پس یعنی محل کوچ معتدل

کولک چال= کولک یعنی کولاک و چال یعنی کوبنده، پس یعنی محل کولاک کوبنده

شمیران= شومیران = سومیران = مکنده

تهران= دهران = داهِران = داهِ اران = داهِ یعنی دیگر و اران همان کوچگاه معتدل است، پس یعنی کوچگاه معتدل دیگر

توچال= توچّال = توپ چال = توپ یعنی هرچیز گرد و چال یعنی زننده، پس یعنی محل ریزش گلوله های بهمن

اودلاجان= اودلو جان = اولو یعنی آتشین و جان یعنی تن آدم، پس یعنی محل سوخته تن

نیاوران= (این کلمه با لیقوان هم خانواده است) لیاوران = لیافران = لیاپران = لیاپاران = لی به موجودی بسیار تند رو گفته می شود ، آپاران یعنی بَرنده ، پس یعنی لِی بَر

چاله میدان= کلماتی که در انتها « ه » دارند به جز  تای تانیث عربی « ة » ، اکثرا ترکی بوده و در بیشتر آنها « ه » به جای « ا » در آخر کلمه گذاشته شده مثل باجه=باجا ، خاله=خالا ، لاله=لالا، پس چالا میدان یعنی میدان گود و گرد که مردم باهم تلاقی می کنند

قابلمه=  قابلاما = قاب کردن(قاب یعنی ظرف آشپزخانه) = ظرف کردن = ظرف همه کاره

لازم به ذکر است که این نامها از محلات تهران و بسیاری دیگر تاکنون در هیچ فرهنگ لغتی برایش معنی فارسی یافت نشده است

پان فارس =  پان ایران ؟

(۶۰)

بررسی تحلیلی پان فارسیسم با عنوان جعلی پان ایرانیسم

http://www.4shared.com/file/57189568/4d3882e/________.html

هنوز جواب معنی نیامده به جز پارس

(59)

چندین روز از پست (58) که خواسته بودیم نام محلات تهران را که به قول پان فارس ها افتخار؟! آنها به حساب می آید معنی کنند.

هدف ما سه چیز بود

1-        معلوم شود که بابا، این همه فریب مردم ایران با نام پارس و زبان پارسی و شرکتهای دولتی پارسی و  آثار باستانی پارسی  و ... اثری ندارد و گرنه باید بعد از 85 سال حکومت پان فارسها در ایران اکنون به جای حدود 40 ملیون ترک در ایران باید 4 نفر ترک می یافتیم. به قول معروف « صد بار از این راه براین خانه برفتید  یکبار از این خانه براین بام بیائید» اینهمه دروغ و افترا از ترک ها به خورد مردم می دهند و ایران را با اینهمه منابع ملی در حد جهان سوم نگه می دارند و آنگاه می گویند امریکا مانع پیشرفت ماست و نمی گویند که تمام برنامه هایشان را شاید برای 50 سال با همان امریکا رله کرده اند که ایران را همینگونه با دروغ و خرافات عقب و در خواب نگه دارند

2-        معلوم شود که لغات ایرانی بجز آنها که اصلا عربی هستند و برخی کلمات فنی و صنعتی لاتینی، تماما ترکی می باشند و البته 125 کلمه از جمله « از – به – در – را – و چندین فحش » تنها کلماتی هستند که جزء خزانه لغات فارس ها محسوب می شوند

3-        نکته جالب این است که هر تکانی که به یک فارس اصیل؟! بدهی، تمام ویژگیهای فارسها را از خود تشعشع می کند ویژگیهایی که منحصرا از آن فارسها می باشند و البته جبر روزگار آنها را به این صفات وادار کرده است و موارد زیادی را از همین وبلاگ شاهد بوده اید و هر روز به یمن؟! وجود رسانه های دولتی تحت سیطره و سانسور پان فارسها، این صفات به عمق مغز مردم شلیک می شود . ویژگیهای فارسها را مجددا جهت یادآوری ذکر می کنم:

1-      فحاشی

2-      دروغ پرانی

3-      خرافه پرستی

4-      بیگانه پرستی

5-      سند نخوانی

6-      ترس از همه

7-      فراموشی اصل موضوع و پرداختن به فرع و غرق در آن

8-      شعار باوری و شعار محوری

9-      غلو و اغراق شاخدار

10- تکیه بر منابعی خارجی که خود، آنها را دشمن می شمارند(من آنم که رستم بود پهلوان)

11- تغییر ناپذیری

12- دزدی و زرنگی شمردن دزدی

13- تمسخر حقایق و اقوام دیگر

14- خود بزرگ بینی

15- خیانت در امانت و خیانت به مردم

16- تجاوز به محارم و چشم چرانی مدام

17- حمله گروهی به فردی تنها، که حق با اوست

18- کوتاه آمدن از حق خود در جایی که در اقلیت است

19- نداشتن تعصب ملی و گریز از جنگ با دشمن و پناه بردن به دامن دشمن

20- نداشتن تعصب و افتخار به برهنگی ناموسی

21- دانستن فقط یک زبان، آنهم ترجیحا زبانک فارسی

22- نداشتن خط و الفبا

23- مجهز به هنر! یک کلاغ چهل کلاغ

24- نظر خود را نظر همه جهان دانستن

25- مال دیگران را مال خود دانستن

اکنون نه تنها کسی از علما و فقرای زبانک پارسی پیدا نشده که حتی معنی یکی از این 9 کلمه را به فارسی بیان کند بلکه به محض اینکه ما معانی آنها را به ترکی و با روش مرسوم معنا یابی بیان کنیم به جای بیان جواب یا ایراد گیری، باز صفات مذکور را از خود بروز خواهند داد.

معنایش را در فارسی می توان یافت؟

(۵۸)

جماران=؟

کولک چال=؟

شمیران=؟

تهران=؟

توچال=؟

اودلاجان=؟

نیاوران=؟

چاله میدان=؟

قابلمه=؟

از مدعیان و شعارسیران و توهمگرایان فارسی و به ویژه ادبای فن فارسی تقاضای عاجزانه داریم این کلمات را اگر فارسی می دانند معنی کنند

ما نیز معنای آنها را خواهیم نوشت البته به ترکی.

 

 

جواب یک دوست به یک دوست دیگر

(57)

پاسخ یکی از خوانندگان ما به یکی دیگر از خوانندگان در مورد اینکه، ای ترک ها! اشتباه نکنید، فردوسی که مورخ نبوده که نام کوروش و داریوش را  در شاهنامه بیاورد

 

 دوست عزیزی که جمله بالا را نوشته اید ، واسم جالب میشه بدونم فارسها از کدام منبع تاریخی و کدام نویسنده تاریخ یا هر جور نویسنده ای، دنیای باستان را به دو بخش تخیلی توران ( ترکان ) و ایران ( فارسان) تقسیم می کنند؟

و از کجا حضرت آدم را همان جمشید می دانند؟

و ...

هرگاه خودتان تمام کتابهای دنیا را خواندید و به کسی غیر از فردوسی نرسیدید بدانید که اکثریت قریب به یقین مردمانی که خود را فارس می نامند مثل الآن شما نمی اندیشند آنها شاهنامه فردوسی را کتاب تاریخ می دانند نه کتاب شعر، حتی ادبا بیشتر از بقیه مردم روی تاریخی بودن آن صحه می گذارند!؟ این وضع مستند سازی فارسی ماست.

چگونه می شود که یک شاعر دربه در تمام سرزمین های ایران را برای بدست آوردن سند و مدرک و تاریخ در می نوردد(شرح حال ابوالقاسم فردوسی) و از دورترین اتفاقات تا نزدیکترین اتفاقات به زمان خود را مستندا و با وسواس تمام به نظم در می آورد (البته به قول ادبا و مورخین؟! فارس) ولی از حوادثی به آن نزدیکی و از امپراتوری عظیمی به آن شوکت که حتی با پیامبر اشتباه یا درست گرفته می شود هیچ خبری و کلمه ای را به ماشین شعر سازی خود نمی سپارد؟ اصلا وقتی آن زمان فردوسی با سی سال ایران نوردی هیچ کلمه ای از هخامنشیان نمی آورد پس امروزه این اطلاعات در مورد هخامنشیان با کدام حلقه های زنجیر به دوران  قبل از فردوسی وصل می شود؟ وقتی فردوسی با سی سال گردش اثری از هخامنشیان نمی یابد پس پدر تاریخ باستان؟! با چند صد سال عمر، این همه تاریخ در مورد هخامنشیان پیدا می کند؟

جالب تر این است که زمانی که فردوسی از جنگ هایی با تیغ ها و شمشیرهای آخته و حمله اعراب به ایران به زور شمشیر بسیار می سراید ، قرآنی که صحت آن خیلی مستند تر از شاهنانه است حتی یک بار کلمه  شمشیر را به کار نمی برد. چرا؟ چرا؟ چرا؟

چون تا حتی بعد از قرن سوم و قرن چهارم هجری ابزاری به نام شمشیر در هیچ کجای دنیا اختراع نشده بود.

و این نیز از سند های محکم دیگری است که می گوید شاهنامه فردوسی در دوره معاصر سروده شده است، و اسلام نیز آنگونه که یهودیان و فارس ها می گویند گسترش نیافته است.

جالب است بدانید در میان ترکان آذربایجان ضرب المثل های زیادی درباره دروغگو و چاخان و شعارگرا و غلوگرایی و اغراق گری فارس ها وجود دارد و در واقع فارس ها را کسانی می دانند که دروغ می سازند و خودشان بیش از همه، دروغ خود را باور می کنند.

اصلا یکی از معانی فارس در ترکی دروغگو و معنای دیگر آن که خود فارسها بهتر از همه می دانند پارس یا همان پارس کردن است ( ضرب المثل ترکی ایت هورر کروان گچر = سگ پارس می کند در عین حالی که کاروان بدون کمترین توجهی عبور می کند ;  مقایسه رفتار فارسها و رفتار ترکهاست) و در اصل کار شعار دادن و کار بیهوده کردن و غرغر کردن در عین حال ترسیدن است و این کار سگ هاست بنابراین نام آنها را از این ویژگی سگها گرفته اند.

چگونه برای شما قابل باور است که در زبان ملتی، اسم خودشان برابر با بارزترین کار سگها باشد؟ و به این اسم افتخار کنند و دنبال این باشند که دستی از غیب (مثل نویسندگان یهودی) آنها را با لهجه لاتین یعنی پرشیا بخواند و بگوید من آن فارسم که در غرب به من پرشیا می گویند.

مقاله رازهای پنهان پیدایش آریائیسم و اوجگیری نازیسم

(۵۶)

هر جا نام و اثری از یهودیان است توطئه و یهودی ستیزی برای مظلوم نمایی یهودیان در راس امور و برنامه های یهودیان قرار می گیرد.

لغات آریائی و قوم برتر و نژاد برتر و نژاد پاک و نازی و پارس و کوروش و ... از لغاتی هستند که در همین اواخر توسط یهودیان به خزانه لغات دنیا ارائه شده اند و در این بین سیاستمداران انگلیس و ...

دانلود مقاله رازهای پنهان

http://www.4shared.com/file/55894383/7695b116/___.html

قنات ها و آثار باستانی ما

(55)

 

قنات معرب کلمه ترکی « قـَنـَت » یا « قانات » می باشد که به معنی « رگ خون رسان » و نیز به معنی « بال » بوده و به شعبه های تونل مانند حفر شده در زیر زمین که برای یک چشمه مانند بال یا شاخه و شعبه و رگ می باشند گفته می شود. خود این کلمه نشان می دهد که قنات ها اصولا کار ابداعی ترکها و آذربایجان است این واژه به عربی رفته و جمع مکسر آن «قنوات» شده است یعنی عربها هم این شیوه دسترسی به آب را از ترکها یاد گرفته اند.

امروزه به هر کجای آذربایجان سفر کنید اعم از شهر و روستا و بیابان و کوهستان و تپه، بدون استثنا به تونل ها و قنات های قدیمی و باستانی بر می خورید که نیمی از آنها هنوز آب شرب و آب کشاورزی را تهیه می کند و نیمی دیگر هزاران سال است که در اثر حوادث زمین ساختی مانند چین خوردکی، جابه جا شده و به بلندی ها رانده و خشک شده است. جالب است که در روستاهایی که بنده شخصا در آنجا قوم و خویش و املاک دارم در تپه هایش قنات های باستانی و نیز خانه های خشتی و ظروف سفالی فراوانی مدفون است که با اهمال کاری عمدی مسوولین منطقه و و اجازۀ روحانیان روستاها، همه آنها را به تیغه های لودرها و بولدوزرها سپرده اند به بهانه اینکه ماسه های این تپه ها برای ملات سازی مناسب است که عذری احمقانه است و دلیل اصلی این تخریب، ترک ستیزی و از بین بردن آثار باستانی تمدن و به یغما بردن فرهنگ و تاریخ آذربایجان است. هیچ تپه ای در آذربایجان نیست که آثار باستانی و گنجی عظیم در آن نهفته نباشد.

متاسفانه در رسانه های سانسور ما که به زور رسانه های ملی نامیده می شوند ابدا و هیچ خبری از این ناحیه پر فرهنگ و تمدن منتشر نمی شود و به جای آن از کویر لوت و نمک و یکی دو حلقه قناتی که عمرشان شاید به 150 سال نمی رسد هر روز گزارشهای باستانی پخش می شود و قناتی که به همت جمهوری اسلامی داخل آن ترمیم و برق کشی شده و به ثبت میراث فرهنگی سازمان ملل هم رسیده و حفاظت شده است.

یاد جوکی می افتیم که به یک فارس می گویند آیا در شهر شما آثار باستانی هم یافت می شود؟ که جواب می دهد نه، ولی دارند می سازند. یا جوک دیگری با این مضمون که رسانه جمهوری اسلامی پخش کرده بود که در کاشان سکه هایی پیدا شده است که روی آنها نوشته شده «سال 1000 قبل از میلاد»؟!.

با چراغ سبز دولت، غارت آثار باستانی و فرهنگی کهن آذربایجان با سرعت رعد آسایی دنبال می شود. از طرف بخشداریها، در روستاها به افرادی معلوم الحال و از نوع شعبان بی مخ اسلحه داده اند که در صورت شک به حفاری توسط هرکدام از اهالی، حتی در املاک محصور خودش، به او شلیک کنند و اصولا نیز حفاری باستانی در نزد ساکنین منفور است و نوعی نبش قبر گبرها به حساب می آید. ولی شبانه کسی جرأت بیرون رفتن از روستا را ندارد چون حفاران حرفه ای و دزدهای شهری و شاید دولتی، 10 ها سال است که هر شب، گورهای زیادی را در روستاهای ما حفر می کنند و محتویات آنها را به غارت می برند و به مزارع و باغات هم آسیب می رسانند و به اهالی روستاها از دور و بی رحمانه شلیک می کنند و دولت بدون هیچ عکس العملی شاهد انهدام و محوآثار باستانی اصیل ایران در سرزمین های ترک نشین است.

همه اش مدرک

(۵۴)

های!

مثلا فارس ها یا پارس ها

ما اینجاییم

کلی مدرک برای ترک بودن ازلی تا ابدی ایران در اینجا گذاشته ایم

کلی مدرک در مورد ترکی بودن این زبانچه که آنرا فارسی می گویید در اینجا همین وبلاگ گذاشته ایم

چرا جیکتان در نمی آید

چرا فقط فحش بلدید؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا اینهمه بلوتوث فحشا از آدمهای فارس زبان وجود دارد؟

ما نمی دانیم؟

(۵۳)

ما نمی دانیم این حکومت پان فارس و ترک ستیز چرا این مملکت ترک را به نام عده انگشت شماری فارس مصادره می کند؟

ما نمی دانیم چرا نقش رستم که کپی بسیار ناشیانه ای از آثار باستانی شهر تبریز است اینقدر بی حد و حصر در رادیو و تلویزیون به نام فارس خوانده می شود در جائیکه از پدر این اثر بی ارزش که اثری با ازرش در تبریز است یادی هم نمی شود؟

در حالی که می دانیم به چه دلیل حکومت پهلوی یکی از بزرگترین شهرهای ترک نشین ایران یعنی شیراز و شهرهای حومه آن را استان فارس نام نهاد شیراز که شئرآز بوده و کاملا یک معنی روشن ترکی دارد. و چرا جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین منابع نفتی در جنوب را که بیشتر مردمانی عرب دارد تا فارس پارس جنوبی نام نهاده است.

ما باز می دانیم چرا در کتابهای دستور زبان فارسی در مدارس کلمات را برایمان به دو قسم تقسیم می کردند: مشتق و جامد

مشتق که عموما کلمات عربی بودند مانند مدرس. و جامدها که سایر کلماتی بودند که ریشه نداشتند مانند جوجه. زیرا نمی خواستند بگویند اینها ترکی است و در فارسی معنی ندارند.

ما نمی دانیم چرا در خوابیم و در خوابمان خواب بیداری می بینیم و می بینیم که دچار کم خوابی شده ایم؟

 

ترکان در ورزش در ایران و جهان پیشگام هستند

(۵۲)

پیشگامی ترکان در ایران و نیز قهرمانی ترکان در ورزش جهان بر همه آگاهان مشخص است.

جالب است بدانید قهرمانان ترک ایران در رادیو و تلویزیون و رسانه های دولتی و مجبور به سانسور و ترک ستیزی ایران ۸۵ سال است آنچنان به نام فارس خوانده می شوند که خود این قهرمانان گاهی فکر می کنند منظور رسانه ها شخص دیگری است.

پوریای ولی هادی ساعی کرمی دایی رضازاده و ... از این خیل عظیم دلاوران باغیرت ترک است.

مقاله زیر با دیگر ترکان قهرمان شما را آشنا می کند که از این پس به جای واژه منحوس فرزندان قهرمان آریائی یا پارس فرزندان غیرتمند ترک می خوانیم:

http://www.4shared.com/file/53798863/3c134b2e/__________.html

 

فارسی را هم نمی فهمند !

(51)

ما در عجبیم که چرا برخی مدعیان فارس، فارسی را هم نمی فهمند؟

 

خوب است که ما مثلا فارسی می نویسیم هرچند که با کلماتی که اکثرا ترکی یا عربی اند. و گرنه معلوم نبود که این فارسها، ما را متهم به اسپانیول یا ژاپنی بودن می کردند.

نمی دانیم در کجای این وبلاگ، ما گفته ایم که زبان ایران و آذربایجان ترکیه ای است و کلمات فارسی، ترکیه ای است و ما باید با ترکیه باشیم و از ترکیه بوده ایم؟؟؟؟؟

چیزی که به فارسی گفته و نوشته ایم و کمی پایین تر مستندا هم اکنون در دسترس تان است می توانید بخوانید این است که زبان تمام سرزمین های آذربایجان، که امروزه شامل استانهای آذربایجانهای شرقی و غربی و اردبیل و زنجان و همدان و قزوین و مرکزی و کشور جمهوری آذربایجان می باشد، ترکی است و ترکی زبانی است که در حوالی خزر یعنی همین سرزمین آذربایجان، از بیش از 7200 سال پیش زاده شده و تا الآن نیز در همین ناحیه موجود است و اولین پدید آورندگان خط و بسیاری از آثار تمدنی دیگر نیز از این زبان و مردمانش بوده است و این جایی را که امروزه ایران می نامیم زبان اصلی شان، ترکی است. و این بحث ها را اصلا به کشور ترکیه و دولت ترکیه و پان ترکیسم ترکیه ای مربوط نمی کنیم و اصلا زبان ترکی بعدها به آسیای صغیر نفوذ کرده است.

حال اگر عده ای مدعی فارس بودن می کنند و این جملات را که به روشن ترین وجه ممکن نوشته ایم نمی فهمند و چیز دیگری در ذهن می گیرند قضیه اش بر می گردد به یکی از ویژگی های اصلی پارسها، و به قول خدا در قرآن، اعجم بودن آنها. اعجم بودن شاید درمان پذیر نباشد و گرنه خدای دانا، با این صفت ابدی آنها را معرفی نمی کرد.

البته باز تکرار می کنم که تمام کلماتی که ما به نام کلمات فارسی می شناسیم اگر عربی نباشند به غیر از 125 کلمه، قطعا ترکی هستند.

شما حق ندارید کلمات زیر را که برای چندمین بار و به عنوان نمونه می آورم فارسی بدانید زیرا آنها ترکی بوده و در زبان ترکی، اصل و ریشه دارند و معنی می شوند:

پارس – من – واژه – آن – او - ترک – شنبه – جن - گاو - گوسفند - آئینه – دین –آقا – خانم – بخش – پالایش – ورزش – قند – آئین – گل – شیر – تپه – توپ – گرگ - بار – تهران – ایران – میان – باجه - عقاب - ...

حال اگر کسی مدعی فارسی بودن این کلمات شود باید معنی و ریشۀ آنها را به فارسی بیابد که ممکن نیست.

بسیار مسخره و خنده دار است که می گویند فلان کلمه در زبان فارسی پهلوی و فارسی میانه و فارسی غیره چنین  و چنان بوده و امروزه این کلمه کمترین اثر شباهت به آن نوع فارسی باستان(؟!) را ندارد. چگونه می شود که یک کلمه ای که با آن گفتگو می شود در طول کمتر از هزار سال متروکه یا زیر و رو شده باشد و گویندگان امروزین کمترین شباهتی بین زبان خود با آن زبان موهوم را پیدا نکنند؟

چرا تمام کلمات ترکی 6000 سال پیش امروزه هم در سطح دنیا بدون هیچ تغییر شکلی استفاده می شوند؟

آیا تمام این داستانها در مورد انواع زبانهای قدیم فارسی، برای نسبت دادن یک تاریخ موهوم جعلی به ملغمه ای از زبانها که فارسی می نامیم نیست؟ باید بیایند اثبات کنند که آیا اصلا زبانی به نام فارسی داریم که از نوع باستان و پهلوی و میانه و دری هم داشته باشد؟

گفتیم فارسی 125 کلمه دارد(مانند از – به – در - را – و چند فحش و ...  ) و اینها نیز بدون هیچ قاعده ای و از روی تکرار و عادت ساخته شده اند. این روزها اگر کسی تلویزیون نگاه کند با نحوه ساخته شدن مسخره آمیز کلمات فارسی نیز آشنا می شود، به عنوان نمونه دقت کنید:

مشنگ = ؟ کلمه نمایی است بر وزن قشنگ  که بازیگری معروف آنرا برای نشخوار عده ای علاف در دهانشان قرار داده و در طی یکی دو ماه، یکی از کلمات فارسی شد و در آینده ای دور، کم کم معنی خواهد یافت.

سوتی – ببو – اوسگل - چپیدن– برره- پیچوندن- نفله- دودره- خفن - تیلیت- تیریپ - شومپت- اوشقول – و دهها کلمه نمای بی معنی، که غالبا برای تمسخر و فحش و چاخان، که از شگردهای منحصر به فرد فارسها می باشد به کار می روند. اینها خزانۀ لغات فارسی را تشکیل می دهند.

سیاست استثماری یکسان سازی زبانی و قومی مردمان کشور

(۵۰)

کتابهای زیر را که لینک کرده ایم می توانید براحتی دانلود کنید:

 

«آموزش و آسیمیلاسیون»

http://www.4shared.com/file/53148128/eeb54b81/___online.html

 

«زبان ایدئولوژی و هویت ملی»

http://www.4shared.com/file/53148533/67750b94/____.html

 

که بسیار مفید حال کسانی است که عادتا به طور هوایی از گسترش مردم پسند فارسی(؟!) سخن می رانند.

دلائل باورهای غلط علمی

(49)

1-   دلیل دروغ بودن وجود دایناسورها در حدود 150 میلیون سال پیش:

 اگر دایناسورهایی با آن عظمت و پیکرهای غول آسا وجود داشتند بنابراین باید برای تهیه خوراک آنها تمام کره زمین در محل زندگی آنها، پر از جنگل می شد و آنهم ترجیحا جنگلهایی با ارتفاع اقلا 5 متر. بنابراین در چنین زمینی حیواناتی مثل خرس که قدشان کمتر از 5 متر بوده نمی توانسته وجود داشته باشد در صورتی که می گویند بوده است. بعلاوه باید برای سرسبز بودن محیط زندگی این دایناسورها و این جنگلها، مدام باران می بارید و مدام رعد و برق می زد و مدام این دایناسورهای مرتفع مورد اصابت رعد و برق های وحشتناک قرار می گرفتند و روی همین اصل این دایناسورها حتی اگر فرض کنیم دفعتا روی کره زمین ظاهر شده باشند در همان ماه های اولیه ظهور خود، حتی فقط بواسطه اصابت صاعقه، نسلشان منقرض می شد چه برسد به اینکه بیش از 50 میلیون سال روی زمین زیست کرده باشند. تنها هدفی که غربیان یهودی از طراحی داستانهای اعجاب آمیز دایناسورها داشتند این بود که موضوعی ظاهرا علمی و شگفت انگیز را در بقچه دانش علمی خود نشان دهند که سایر ملل هرچه بگردند و مطالعه کنند به چیزی دست نیابند و خود را حقیر بیابند و این انحصار ظاهرا علمی در دست غربیها و آلت سلطه علمی آنها باشد گویا طبیعت می دانسته که مرکز دانش قرن 20 در غرب خواهد بود لذا دایناسور ها را هم در خاک آنها مدفون کرد نه در شرق؟!

2-   دلیل دروغ بودن وجود دوربین هایی در ماهواره های مدار زمین که در لحظه بتواند روی حتی یک شخص بر روی زمین زوم کند:

با توجه به فاصله زیاد سطح زمین تا ماهواره ها، اولا هیچ دوربینی را نمی توان ساخت که بدون شکست نور در لایه های مختلف جو زمین و نیز تجزیه نشدن نور در عدسی های آن و همچنین با آن بزرگنمائی فوق تصور، بتواند تصویر یک فرد را از آن فاصله بدست دهد و ثانیا برفرض محال اگر چنین دوربینی موجود باشد و در یک لحظه نادر بر روی شما زوم کند لرزشهای حتی فوق العاده خفیف در دوربین ماهواره ای که ناگزیر به هر دلیلی وجود دارد مثلا جابجایی یا لرزش در حد یک میکرومتر در دوربین، در همان لحظه بجای تصویر شما، به نقطه ای کیلومترها دورتر از شما منتقل می شود و در عمل هیچ تصویری قابل گرفتن یا نمایش دادن موجود نخواهد بود. قابل ذکر است سازمانی در ناسا و ارتش آمریکا این تصاویر را بصورت دروغین تهیه و مونتاژ و در اختیار رسانه ها قرار می دهند و هیاهوی ساختگی نیز می اندازند که این تصاویر سرقت شده تا بیشتر مورد اقبال عمومی واقع شود، هالیوود ماموریت دارد پیشاپیش در فیلمهای سینمائی تصاویری مافوق تصور و وهم آسا از قدرت امریکا و یهود را از جعبه جادوئی تلویزیون به ملل عقب افتاده جهان تحمیل کند.

باورهای غلط علمی

(۴۸)

باورهای غلطی که غربی ها و به خصوص یهودیان در غالب علم به خوردمان داده اند:

 

1-   وجود دایناسورها در حدود 150 میلیون سال پیش

2-   وجود دوربین هایی در ماهواره های مدار زمین که در لحظه بتواند روی حتی یک شخص بر روی زمین زوم کند

3-   وجود قانون نسبیت و به خصوص نسبی بودن زمان و نیز ماکزیمم بودن سرعت نور

4-   وجود انرژیی یا بمبی به نام هسته ای

5-   وجود موجودات فضائی یا همان بشقاب پرنده ها

6-   وجود اسرار ناشناخته در جزیره یا مثلث برمودای امریکا

7-   وجود قدرتی مقابله ناپذیر در ارتش امریکا

۸-   وجود سازمان ملل برای دفاع از حقوق برابر تمام ملل

 

روی این موارد فکر کنید علل تحمیل این باورها را تهیه کرده ایم و در نوبت بعدی قرار می دهیم. آنها سعی کرده اند تفکر ما را به سمتی هدایت کنند که به نفع آنها و به ضرر ما و در راستای استثمارمان باشد.

 

این هم اینهمه سند

(۴۷)

که بود که در روزهای ابتدائی راه اندازی این وبلاگ از ما سند می خواست ؟

تقریبا هر کدام از پستهایمان سندی محکم را لینک کرده است پس چرا نمی خوانند؟

جماعت هیپنوتیزم شده با تلویزیون و ماهواره و بلوتوث های سکسی از ما سند می خواست که فقط حرفی زده باشد.

عباس پالیز دار و مفسدین اقتصادی

(۴۶)

متن کامل و فیلم سخنرانی را می توانید از سایتها و وبلاگهای مختلف دریافت کنید از جمله از سایت «ایرانین یو کی».

چیزی که من با دقت در این افشاگری یک مسوول فهمیدم این است که هیچکدام از مفسدین اقتصادی مذکور و کله گنده ترک نیستند. چرا؟ چون:

اولا ترک ها هرگز کشور و ملت خود را به خاطر زراندوزی خویش به فلاکت نمی اندازند جنگ و سایر اتفاقات تاریخ این مملکت این را ثابت کرده است.

ثانیا هیچکدام از کله گنده ها ترک نیستند چون ترک های اکثریت به دلیل سیاست ترک ستیزی کلا از حکومت و حتی پستهای پایین دست نیز تصفیه شده اند و یک عده فارس که انقلابهای ایران را همیشه به سرقت می برند این بار هم ترک ها را فقط برای چیزهایی مثل دفاع مقدس!؟ و امثال آن می خواستند.

به هرحال یکی از دوستان نیز در وبلاگ خود این اعترافات را قرار داده است به لینک زیر بروید:

http://www.aminhellboy.blogfa.com/post-99.aspx

 

سارای نمونه ای از یک خانم آذری

(۴۵)